مرتضى راوندى

46

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

از نظر امكانات اقتصادى ، اختلاف عظيمى پديد آمد ؛ مالكان عمده ، درباريان ، صاحب‌منصبان ، طبقهء متوسط و مردم آزادشهرها و روستاييان ، در شرايط اقتصادى و اجتماعى كاملا متفاوتى زندگى مىكردند . اين طبقه‌بندى در سازمان جامعهء ساسانى ، بدينصورت ، منعكس گرديد : 1 ) نجبا و جنگجويان 2 ) روحانيان 3 ) دبيران و كارگزاران 4 ) مردم كشاورز و كارگر . « 1 » به نظر گيرشمن ، اقتصاد شاهنشاهى ساسانى ، كماكان ، بيشتر بر كشاورزى مبتنى بود تا بازرگانى ، و با كديمين و عرق جبين ملتهاى تابع شاهنشاهى ، زندگى اقتصادى طبقات ممتاز ، اداره مىشد . مسكوكات ساسانى ، سيمين ، مسين و بندرت زرين بود ، و در مبادلات تجارى در منطقه‌اى وسيع جريان داشت . اين عهد ، دورهء پيدايش حقيقى برات است ، و بانكداران يهودى بابل و مؤسسات مشابه ايرانى ، در جريان دادن برات ، نفوذ عمده داشتند . از اين دوره ، برات به صورت سند تملك درآمد و رسما آن را مىشناختند . در شهرها استعمال سكه وسعت يافت و تعداد فراوانى از درهمهاى سيمين ساسانى ، در ايران يا در ممالك مجاور ، يافته شده است . در مناطق روستايى ، غالبا مزد زارعان ، سربازان ، كارگزاران و حتى ماليات هم جنسى پرداخت مىشده ، اما تجارت خارجى كاملا برپايهء اقتصاد مبتنى بر مسكوكات مستقر بوده است . تجارت خارجى ، بطور محسوس ، نسبت به قرون گذشته ، افزايش يافته و مخصوصا شامل امتعهء گرانبها و مصنوعات تجملى ، كه مورد استعمال دربار شاهنشاهى و طبقهء ثروتمند اشراف ايرانى بود ، مىشده است . اخذ ماليات و عوارض جنسى موجب آن گرديد كه حكام ، ذخيره‌هايى مهم از محصولاتى كه در درجهء اول لزوم بودند ، فراهم آورند و عمال آنان ، آنها را در بازارها پخش مىكردند . فايدهء ديگر اينها آن بود كه هنگام قحط ، احتياجات ملت را بوسيلهء توزيع ذخاير ، مرتفع سازند ؛ و شاهان ملزم بودند به جهت تسكين بدبختيهاى ملت ، با آن موافقت نمايند . هرگز در ادوار سابق ، تجارت مانند اين دوره ، تحت نظارت جدى قرار نگرفته بود ؛ و اين امر دولت را مجبور مىكرد ، براى وسايل متزايد حمل‌ونقل در جاده‌ها ، شطوط و انهار ، ايستگاهها و كاروانسراها و آب‌انبارها بسازد . عمال مخصوص براى اين خدمت معين شده بودند و ايستگاههاى سرحدى و بنادر دريايى را مراقبت و نظارت مىكردند . همچنين ، دولت انحصارهايى تحت اختيار خود داشت كه مهمترين آنها ابريشم خام بود كه از چين وارد مىشد و مخصوصا در كارگاههاى سورى و فنيقى آن را به كار مىبردند . علاوه بر اين ، كارگاههاى شوش ، گندى شاپور و شوشتر ، از جهت مصنوعات خود ، شهرت فراوان كسب كردند . ظروف سفالين تجملى ، مصنوعات شيشه‌اى سورى - فلسطينى و اسكندرانى به ايران وارد مىشد . مبادلهء منسوجات و تجارت البسه بسيار قابل توجه بود . عنبر را از بحر اسود وارد مىكردند . پاپيروس كه بيش از پيش جانشين پارشمن ( پوست ) شده بود ، همواره خريدار داشت . ادويهء معطر را از چين و عربستان مىآوردند و ناردين و فلفل را از ماد صادر مىكردند . تجارت بين المللى موجب ايجاد مستعمرات بازرگانى گرديد . تجارتخانه‌هاى صادراتى كه سابقا همه‌چيز مى -

--> ( 1 ) . ر ك : ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين . ص 288 .